خرید بک لینک

درباره سایت

615

آخرین مطالب

امکانات وب

دلم میخواد تا صب تا روشنایی ...بنویسم...بنویسم... امشب خدا برکت نازل کرد......بارون قشنگه...پراز تازگیه...اما ن برای ما...من به وسع خودم طعم بارونو مزه کردم امشب.... اما بخت تیره ام نمیزاره این مزه ت

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

نجمه جان زارع خوب گفت قبل مرگش....

من زنده ام به شایعه ها اعتنانکن

در شهر کشته ان کسی را شبیه من.

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

شاعر میگه وقتی به تو فکر میکنم گریه امونم نمیده .... اما من هنوز گریه نکردم. فکر زیاد کردم و مث مسخا زل زدم به اخرین کلمه های یه تیک شده ادم باید همیشه بچه ی خوبی باشه و صدالبته حرف گوش کن... گریه با

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

ادمای احساسی وحساس همیشه گیره خشک روح ترین ادما میوفتن.

در نگاهه اول این فرد حساسمون از اقتدار فرد مرده روح خوشش میاد،بسکه خودش گوهه، تو نگاهای بعدی و بعدی و بعدی....

و اون هم حالتی مث تو....

یه حباب رو فرض کن...که توش یه قاصدک گیر افتاده....

ذات حباب نرم و شکننده ست و قاصدک زبر و نوک تیز....

بیرون اومدن از قلب حباب حقه قاصدکه.

حتی به قیمت مردن حباب و خوشبختی قاصدک.

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

گفتم که نیاز به سکوت دارم ولی فکرنمیکردم 4 روز دووم بیارم. بله. 4 روز بطور مطلق خودم رو از کاف دریغ کردم و گذاشتمش به حاله خودش. البته که آب از آب تکون نخورد. تواین چند روز اما به من بد گذشت...روزاولش

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

از ی چیزی خیلی ناراحت شدم. زیر سره شوهره خانم امامی بلند شده...! مادرشوهرش و شوهرش از مشتریای مغازن...تو صحبتای مادره استنباط شده که بچشون نمیشه! خانم امامی حجاب فروشی داره ...قبلا طبقه بالا خونشون بو

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

کاش قد یه ارزن حاله دلم خوب میشد مث ادمیزاد تا صب پلکم نمیزدم تا این چار ورق تموم بشه.... اما امان....هی امان....کاش یروزی ی کتاب بنویسم...اسمشو هی امان.... داخلشم از حماسه های یه مجنون فلک زده بنویسم

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

مثل تهاتر شدیم ما....یا بهتره بگم عمل جذاب تهاتر رومون انجام شده... خانواده ی من و دوستای اون. البته که حق همیشه با منه که غر بزنم و البته بیخیالی و پشت گوش اندازی از اونه که خب تقصیر منه مگه یا خب بن

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

جهان جای قشنگی نیست. جای کثیفیه. چقد دلم میخاست تو دوران بهتری بدنیا میومدم ولی سرتا تهش همینه. تنها بهشته که همه چیزش بهشته ...که صدالبته من نمیبینمش. ادم باید واقع بین باشه. از اینام نشدیم که کسی وا

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

دیشب بعد از بستن لب تاب رفتم سراغ اشغالای جلو اینه و مرتبشون کردم تو همین حین سیس و مام هم رسیدن و سیس اعصابش از دست غرغر کردنای م خورد بود....رس چاقه پیام میداد و قبلش از تو تراس دیده بودم که ماشین د

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

صفحه بندی